صداي قلبتو شنيدم
ني ني جونم چهارم شهريور رفتم سونوگرافي
تا از سلامتيت مطمئن شم
انقد شورو شوق داشتم كه نگو
هيجان همه وجودمو گرفته بود بابايي منو رسوند مطب دكتر و
رفت سر كار گفتي منو بيخبر نذار
حالا بماند اينكه كلي تو نوبت نشستم
بعدش رفتم اتاق دكتر(قاسميان) قلبم مي كوبيد
يهو از اسپيكر صداي قلبت پخش شد
دوس داشتم از خوشحالي داد بزنم
نميدوني وقتي دكتر داشت دونه دونه درباره اعضاي بدنت
توضيح ميداد چقد ارامش گرفتم
گفت همه چي اومه و ني ني هم سالمه ولي هركاري كرد نتونست بگه
جنسيت ني ني چيه
خلاصه اومدم بيرون به بابا هم خبر دادم انقد خوشحال شد
دوتامونم خدا رو شكر كرديم
پ.ن: براي سلامتيت نذر كرده بودم واسه عمه زهرا يه روسري گرفتم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

صداي قلبتو شنيدم
