دلخوشي مامان و بابا

جشن سيسموني مباركككككككك

سلاااااااااام به يه دونه و دردونه مامان بگو امروز چه خبر بود؟ ميدونم ميدوني اما نميتوني بگي پسملي گلم تازه مهمونا رفتن اومده بودن سيسمونيتو ببينن عسلم جات خالي بود اگه زودتر نياي همه اسباب بازياتو خراب ميكنناااااااااااااااا غصه نخور من مراقب وسايلاتم تا بياي اما امروز خيلي سخت بود مراقبت كنم يه عالمه بچه هههههههههههههه همش دوس دداشتن دست بزنن اما من از اتاقت محافظت كردم خوشمزه ي مننننننننننننننننن خيلي خسته ام ماماني برم كمي دراز بكشم دوست دارم بوسسسسسسسسسسسس ...
16 آذر 1391

اتاقت آمادس ني ني بيااااااااااااااا

سلام پسرم سلام عسلدونيييييييييييييييييي سلام زندگي قربونت برم كه با تكون خوردنات جواب همه حرفاي مامانو ميدي ببخشيد دير ميام آخه سرم شلوغه دارم وسايلاتو ميچينم واييييييييييييي نميدوني چقدر سرويس خوابت خوشگل شده عكسشو ميذارم همه ببينن سفيد و آبي مطمئنم خوشت مياد عزيزكم بابايي امروز حسابي خسته بود اما از بس دوست داره با ذوق كمدتو چهار طبقه آورد بالااااااااااااااااااااا بگو ماشالله به اين باباي قوي منتظرتيم پسرم خيلي دوست داريم ...
8 آذر 1391

عزاداريت قبول پسرم

سلام پسرم دلخوشي مامان هر روز داره عشقم بهت بيشتر ميشه اگه دير ميام تو وبلاگت و برات مطالب زيادي نميذارم نشونه اين نيست كه يادت نيستم خيلي هم به يادتم آخه جزيي از وجود ماماني مگه ميشه فراموشت كرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ سيد كوچولوي مامان پنجشنبه شب با بابايي جونت رفتيم برات سرويس خواب انتخاب كنيم كاش بودي نظر ميدادي نفس مننننننننننننننن اما سعي كردم با كلي تحقيقات چيزي رو بگيرم كه شما دوس داشته باشي عزيز دل مامان يه سرويس سفيد و آبي برات سفارش داديم انقد خوشگله كه نگوووووووووووووووووووو مطمئنم خوشت مياد. بعدشم رفتيم مراسم شب اول محرم از اينكه تو دلم بودي و اين م...
26 آبان 1391

عيدت مبارك سيد كوچولوي من

سلااااااااااااااام پسرم عيدت مبارك مامانيييييييييييييييي البته با يه وز تاخير ميدوني ديروز خونه بابا بزرگ همه جمع بوديم قانون اينه كه با عمه ها و عمو همه خونه بابا بزگ دور هم جمع ميشيم و عيد غدير اونجا برگزار ميشه خيلي با صفا فقط فقط جاي ني ني من خالي بود همه سراغتو گرفتن پسرم سال ديگه ايشالله هستي و وجودت باعث دلگرمي مامان و باباس شيرينكم راستييييييييييييييييي ميخوايم با بابا بريم برات كمد اتتخاب كنيم كاش بودي و ميگفتي چه رنگي دوس داري عزيز دلممممممممم دلخوشي ماماني و بابايي هستيااااااااااااااااااااااا يادت نره   ...
14 آبان 1391

فداي پسملي ماماااااااااان و باباااااااااااااااا

سلام پسرمممممممممممم چطوري ماماني؟ اوخييييييييي كي ميشه بياي اينا رو خودت بخوني ببيني ماماني چقد دوستتت داره پسرم بابايي سرش شلوغه نميتونه بياد برات مطلب بذاره وگرنه انقد دوست داره كه نگووووووووووووو تازشم هر روز برات يه چيز خوشگل ميخرم ميدوني چرا؟ گوشتو بيار آخه خيلي دوستت دارممممممممممممممممم يه دونه ي ماماني حالا عكساشو ميذارم همه ببينن چي برات خريدم پسرم خدا حفظت كنه سيد كوچولوي مامان امسال عيد غدير نيستي سال ديگه در خدمتت هستم ماماني پيشاپيش عيدت مبارك سيد محمد شهاب من ...
9 آبان 1391

برات اتوبوس خريدممممممممممم

سلام دردونه مامان چطوري پسرم؟ خدا رو شكر كه خوبي ماماني فدات شه بازم رفتم صداي قلبتو شنيدم خيلي جيجرياااااااااااااااااااااا نيومده ماماني و بابايي رو اسير كردي دلبندم! ميدوني يه عالمه برات اسباب بازياي خوشگل خريدم از اون هيجانياشم گرفتمممممممممممم كه حسابي صفا كني امروز يه اتوبوس خيلي قشنگ گرفتم برات دست مامان مريم درد نكنه ميدوني هر وقت ميرم پيشش منو شار‍ژ مالي ميكنه ميگه براي سيد كوچولوي من يه عالمه چيزاي خوشگل بخر از الان همه دوست دارناااااااااا قدر خودتو بدون بوس از روي ماهت پسرم ...
3 آبان 1391

آخ مامان فداي اين تكون خوردناااااااااااات

سلام سيد محمد شهابم خوبي ماماني؟ معلومه كه خوبي پسر من بايد خوب و سرحال باشه الهي مامان فدات بشه انقد ناز تو دل مامان تكون ميخوري نميدوني اولين بار كه تكون خوردي چقد عشق كردم دلخوشي ماماني بابا مهدي از الان روت حساب كرده هااااااااااااااا بايد مرد ماماني باشي خيلي دوست داريم پسر گلممممممممممممم ...
26 مهر 1391

پسرم دوست داريم

سلام پسر گلم الهي مامان قربونت بره خوبي؟ خوب خدا رو شكر پنجشنبه 16 شهريور رفتم تا ببينم ني ني من دخمله يا پسر همه منتظر بودن اما منو بابا بيشتر البته فرقي نداشت برامون ولي دوس داشتيم بدونيم كه برات اسم انتخاب كنيم بابا منو برد پيش دكتر(مستقيم) اما چون نوبتش طولاني بود نتونست منتظر بمونه رفت سركار(باباي مهربونت هميشه براي ما زحمت ميكشه) رفتم رو تخت خوابيدم اينبار دقيق تر دكت بهم توضيح داد و باز منو از سلامتيت با خبر كرد خيلي خوشحال شدمممممممممممممم بعد گفت بچتونم پسره/ دوس داشتي پسر باشه گفتم مهم اينه سالم باشه اومدم بيرون حالا بماند كه رگبار تماس ها رو گوشي مامان بود ولي من از همه زودتر به ب...
26 مهر 1391

صداي قلبتو شنيدم

ني ني جونم چهارم شهريور رفتم سونوگرافي تا از سلامتيت مطمئن شم انقد شورو شوق داشتم كه نگو هيجان همه وجودمو گرفته بود بابايي منو رسوند مطب دكتر و رفت سر كار گفتي منو بيخبر نذار حالا بماند اينكه كلي تو نوبت نشستم بعدش رفتم اتاق دكتر(قاسميان) قلبم مي كوبيد يهو از اسپيكر صداي قلبت پخش شد دوس داشتم از خوشحالي داد بزنم نميدوني وقتي دكتر داشت دونه دونه درباره اعضاي بدنت توضيح ميداد چقد ارامش گرفتم گفت همه چي اومه و ني ني هم سالمه ولي هركاري كرد نتونست بگه جنسيت ني ني چيه خلاصه اومدم بيرون به بابا هم خبر دادم انقد خوشحال شد دوتامونم خدا رو شكر كرديم پ.ن: براي سلامتيت نذر كرده بودم واسه...
26 مهر 1391

سلام اول

سلام عزيزم الهي مامان قربونت بره يه وقتي فك نكني ماماني به يادت نبوده كه تا حالا برات وب نساخته عزيزترين مني عشق مامان ميدوني راستش خيلي زودتر از اينا تو فك بودم اما چون ماماني حالش خيلي خوب نبود سخت بود پاي سيستم بشينه غصه نخورييييييييي نفس مامان الان خوبم انقد خوشحالم كه نگوووووووووووووووووو ني ني جوني وقتي فهميدم تو دلمي دنيا رو بهم دادن نميدوني چقد از خدا تشكر كردم اصلا باورم نميشد خدا منو لايق همچين نعمتي بدونه الان جزيي از وجود ماماني شدي بابايي هم هر روز باهات كلي حرف ميزنه و منتظره تا زودتر بياي دوست داريم ني ني جوني
26 مهر 1391